Farsi    Arabic    English   

شایعات یک توطئه

و. ای. لنین


مطلبی که تحت عنوان فوق در نوایا ژیزن شمارۀ ١٠٣ در ١٧ اوت منتشر شد، درخور توجه جدی است. ما باید (بارها و بارها) به آن برخورد کنیم، حتی اگر آنچه که به نظر جدی می‌رسد، ابداً جدی نباشد.

این مقاله تقریباً اینطور می‌گوید که در ١٤ اوت شایعاتی در مسکو پخش شده بود مبنی بر اینکه برخی واحدهای قزاق از جبهه به طرف مسکو حرکت می‌کنند و علاوه بر این «گروههای مشخص نظامی که از پشتیبانی محافلی در مسکو برخوردارند» مشغول سازماندهی «اعمال قاطعانۀ ضدانقلابی» هستند. این مقاله همچنین اظهار می‌دارد که شورای سربازان مسکو و نمایندگان کارگران، توسط مقامات نظامی آگاه شده و «با شرکت اعضاء کمیتۀ مرکزی اجرائی» (یعنی منشویکها و سوسیالیست رولوسیونرها) گامهایی در آگاهی دادن به سربازان در مورد نیاز به حفاظت از شهر و غیره برداشته‌اند. این مقاله در خاتمه می‌گوید «بلشویکهای مسکو نیز از آنجا که در میان بسیاری از واحدهای ارتشی نفوذ داشتند، جهت این تدارکات دعوت شده و به آنها در این موقعیت اختیار داده شده بود.»

این جملۀ آخر عامدانه به صورت گنگ و مبهم نوشته شده است، چرا که اگر بلشویکها در میان بسیاری از واحدهای ارتشی نفوذ دارند (که این غیرقابل تردید بوده و کاملا تأیید شده است) پس چه کسی و چگونه می توانست به آنها «اختیار» آن واحدها را داده باشد؟ این کاملا بیمعنی است. اگر به هر حال، به بلشویکها واقعاً «در این موقعیت» «اختیار» هر یک از واحدهای ارتشی «داده شده بود» (توسط چه کسی؟ حتماً توسط منشویکها و اس آرها!) این به معنی این است که یک بلوک معینی، اتحاد یا توافق بین بلشویکها و دفاع‌طلبان، بخاطر «دفاع در مقابل ضدانقلاب»، وجود داشته است.

همین امر است که یک موضوع غیرجدی را جدی می‌کند، و بررسی بسیار دقیقی را از آنچه که به کارگران دارای آگاهی طبقاتی گزارش شده است، می‌طلبد.

شایعه‌ای که توسط دفاع‌طلبان یعنی منشویکها و اس آرها منتشر شده بوضوح پوچ است و نادرستی و رسوائی محاسبات سیاسی را که به آن منجر شده است، کاملا عیان می‌سازد. این در واقع حکومت موقت است که ضدانقلابی می‌باشد و دفاع‌طلبان می‌خواهند از آن دفاع کنند. همانطور که رسماً توسط ژنرال قزاق کالدین در گردهمایی ضدانقلابی امپریالیستی مسکو تأیید شد، دستجات قزاق در ٣ ژوئیه توسط کسی جز حکومت موقت و وزرای «سوسیالیست»، به شهرهای بزرگ و مخصوصاً پتروگراد، فراخوانده نشدند. این یک حقیقت است.

این حقیقت بخصوص است که منشویکها و اس آرها را افشا کرده و خیانت آنان را به انقلاب، اتحاد آنان را با ضدانقلابیون، اتحاد آنان را با کالدین‌ها به اثبات می‌رساند – منشویکها و اس آرها با پخش «شایعاتی» مبنی بر اینکه قزاقها برخلاف خواست کرنسکی، تسره تلی، اسکوبلف و آوکسنیتف به سوی مسکو پیشروی می‌کنند و اینکه منشویکها و اس آرها دارند «از انقلاب دفاع می‌کنند» و غیره، می‌خواهند این حقیقت را بپوشانند و مخفی سازند و مردم را وادار به فراموش کردن آن نمایند. نقشۀ سیاسی خائنین منشویک و دفاع‌طلب مثل روز روشن است: آنها می‌خواهند کارگران را تحمیق کنند و خود را انقلابی جا بزنند، تا چیزهایی دربارۀ بلشویکها بفهمند(البته برای تحویل دادن به ادارۀ ضد اطلاعات)، تا اعتبار خود را ترمیم کنند! نقشه‌ای که به همان اندازه که پست است، ناپخته نیز هست! آنها امیدوارند با ایجاد یک «شایعۀ» کوچک و احمقانه با هزینه‌ای ناچیز، «اختیار» واحدهای ارتشی بلشویکی را به کف آورند و بطور کلی با اطمینان بخشیدن به مردم ساده لوح مبنی بر اینکه این حکومتی است که قزاقها می‌خواهند سرنگونش کنند، حکومتی که با قزاقها سازش نکرده و «از انقلاب دفاع می‌کند» و غیره و غیره، اعتماد به حکومت موقت را تقویت کنند.

نقشۀ کوچک آشکار است. شایعه مسلماً بی‌اساس و آشکارا ساختگی است. اما آنها امیدوارند که اعتماد به حکومت موقت را اعتبار بخشند و علاوه بر آن امیدوارند که بلشویکها را به «اتحاد» [بلوک] با خود بکشانند!

مشکل بتوان باور کرد که در میان بلشویکها اشخاص احمق و فرومایه‌ای بتوان یافت که بخواهند در حال حاضر به اتحادی با دفاع‌طلبان داخل شوند. این باور مشکل است، قبل از هر چیز به این دلیل که، قطعنامۀ صریحی از کنگرۀ ششم ح.ک.س.د.ر.[١] وجود دارد که اظهار می‌دارد (نگاه کنید به پرولتاری[٢] شمارۀ ٤) «منشویکها بطور قطع به اردوی دشمنان پرولتاریا گریخته‌اند». شما نمی‌توانید با کسانی که بطور قطع به اردوی دشمن گریخته‌اند به توافق یا اتحادی برسید. قطعنامه ادامه می‌دهد «وظیفۀ اصلی سوسیال دمکراتهای انقلابی جدا کردن کامل آنها [دفاع‌طلبان منشویک] از عناصر کمابیش انقلابی طبقۀ کارگر است». آشکارا برعلیه این جدا کردن است که منشویکها و اس آرها با پخش شایعات بیاساس مبارزه می‌کنند. و این آشکار است که در مسکو نیز مانند پتروگراد، کارگران هر چه بیشتر و بیشتر با درک ماهیت خائنانه و ضدانقلابی سیاستهای منشویکها و اس آرها، از آنان بیشتر و بیشتر روی برمی گردانند. و بنابراین دفاع‌طلبان برای «چارۀ موقعیت» ناچارند به هر حیله‌ای متوسل شوند.

مطابق قطعنامۀ کنگره، هر بلشویکی که به سازشهایی با دفاع‌طلبان به منظور «واگذاری اختیار» تن می‌داد یا بطور غیرمستقیم اعتماد به حکومت موقت را (که ظاهراً در مقابل قزاقها از آن دفاع می‌شود) بیان می‌داشت، البته به فوریت و بحق از حزب اخراج می‌شد.

به هر حال، دلایل دیگری نیز برای این مسئله وجود دارد که مشکل بتوان باور کرد که در مسکو یا در جای دیگر بلشویکهایی یافت شوند که قادر به تشکیل اتحادی با دفاع‌طلبان، چیزی شبیه به ارگانهای مشترک، حتی موقتی، و انجام هر نوع معامله و غیره با آنان باشند. بگذارید مطلوب‌ترین موقعیت را برای این بلشویکهای نامحتمل تصور کنیم؛ اجازه بدهید فرض کنیم که آنها با ساده لوحی خود واقعاً شایعاتی را که از منشویکها و اس آرها می‌شنوند، باور کنند؛ حتی بگذارید فرض کنیم، برای آکندن آنان از اعتماد همچنین «حقایق» ابداعی نیز به آنان ارائه شده باشد. این واضح است که حتی تحت چنین شرایطی یک بلشویک شرافتمند که کاملا عقل خود را از دست نداده باشد با اتحادی با دفاع‌طلبان موافقت نخواهد کرد و به سازشی بر سر «واگذاری اختیار» و غیره، رضا نخواهد داد. حتی در این شرایط یک بلشویک می‌گوید:«کارگران و سربازان ما با دستجات ضدانقلابی، اگر تهاجمی را برعلیه حکومت موقت آغاز کنند، خواهند جنگید؛ آنها چنین می‌کنند، نه بخاطر دفاع از این حکومت که کالدین و شرکاء را در ٣ ژوئیه دعوت کرد، بلکه بخاطر دفاع مستقلانه از انقلاب، در حالی که هدف خود را دنبال می‌کنند، هدف تأمین پیروزی برای کارگران، برای فقرا، برای آرمان صلح، و نه برای امپریالیستها، برای کرنسکی، آوکسنتیف، تسره تلی، اسکوبلف و شرکاء». حتی در شرایط به غایت نامحتملی که ما فرض کرده‌ایم، یک بلشویک به منشویکها خواهد گفت:«البته. ما خواهیم جنگید، اما ما از داخل شدن در اتحاد با شما خودداری خواهیم ورزید، از ابراز کوچکترین اعتماد به شما خودداری خواهیم کرد. ما با همان روشی که سوسیال دمکراتها همراه با کادتها و بدون وارد شدن در اتحاد با آنان یا برای یک لحظه اعتماد به آنان، در فوریۀ ١٩١٧ علیه تزاریسم جنگیدند، خواهیم جنگید. [اکنون] کوچکترین اعتماد به منشویکها به همان اندازه خیانت است که اعتماد به کادتها بین ١٩٠٥ و ١٩١٧ خیانت بود.»

یک بلشویک به کارگران و سربازان خواهد گفت:«بگذارید بجنگیم، اما اگر می‌خواهید ثمرات پیروزی را از دست ندهید بدون ذره‌ای اعتماد به منشویکها [بجنگیم].»

این برای منشویکها بسیار سودمند است که شایعات و اظهارات نادرستی را منتشر کنند مبنی بر اینکه حکومتی که از آن پشتیبانی می‌کنند انقلاب را نجات می‌دهد، در حالی که در واقع حکومت قبلا اتحادی را با کالدین‌ها ایجاد کرده است، اکنون ضدانقلابی است، گامهای بسیار بزرگی برداشته و روزانه قدمهای بعدی را برمی دارد تا شرایط این اتحاد با کالدین‌ها را برآورده سازد.

باور کردن این شایعات، حمایت مستقیم یا غیرمستقیم از آنها، از نظر بلشویکها به معنای خیانت به آرمان انقلاب است. در حال حاضر مهم‌ترین تضمین موفقیت انقلاب برای مردم این است که بوضوح خیانت منشویکها و اس آرها را تشخیص دهند و کاملا از آنها روی برگردانند، و بر همۀ کارگران انقلابی است که آنها را طرد کنند، همانگونه که کادتها را پس از تجربۀ ١٩٠٥، طرد کردند.

* * *

(تقاضا می‌کنم چند نسخه از این مقاله تهیه شود تا بتواند به تعدادی از نشریات و مجلات حزب بطور همزمان برای انتشار ارسال گردد و همزمان از طرف من همراه با مؤخرۀ زیر در اختیار کمیتۀ مرکزی قرار بگیرد:

تقاضا می‌کنم این مقاله به عنوان گزارش من به کمیتۀ مرکزی در نظر گرفته شود، به اضافۀ این پیشنهاد که کمیتۀ مرکزی دستور بدهد که با شرکت رفقای مسکو که عضو ک.م. نیستند، یک تحقیق رسمی انجام شود که آیا بلشویکها هیچ نهاد مشترکی را با دفاع‌طلبان بر این مبنا تشکیل داده‌اند، آیا هیچ اتحاد یا توافقی که آنها در آن سهیم باشند وجود داشته و غیره. حقایق و جزئیات باید بطور رسمی مورد تحقیق قرار گرفته و با تفصیل کامل روشن شوند. چنانچه وجود اتحادی تأیید شد، اعضای کمیتۀ مرکزی یا کمیتۀ مسکو از وظایف خود کنار گذارده شده و مسئلۀ اخراج رسمی آنان باید حتی قبل از نشستهای کنگرۀ آینده، به ‌گردهمایی همگانی کمیتۀ مرکزی عرضه گردد. در حال حاضر، بعد از میتینگ مسکو، بعد از اعتصاب، بعد از ٥-٣ ژوئیه، این مسکو است که اهمیت مرکز را به دست آورده یا می‌تواند به دست آورد. این کاملا امکان پذیر است که جنبشی شبیه به ٥-٣ ژوئیه در این مرکز وسیع پرولتاریایی که از پتروگراد عظیم تر است، رشد کند. در آن زمان در پتروگراد وظیفه [ما] عبارت بود از دادن خصلتی مسالمت آمیز و سازمان یافته به جنبش. آن شعار صحیحی بود. وظیفه‌ای که اکنون در مسکو در برابر ماست به کلی متفاوت است؛ شعار پیشین به کلی غلط است. وظیفۀ ما در حال حاضر عبارتست از تصرف قدرت و عبارت از اینست که خودمان با نام صلح، زمین برای دهقانان و دعوت مجلس مؤسسان در موعد مقرری که مورد موافقت دهقانان نواحی مختلف باشد، اعلام حکومت کنیم. این کاملا امکان پذیر است که چنین جنبشی در مسکو بخاطر بیکاری، قحطی، اعتصاب راه آهن، نابسامانی اقتصادی و غیره برپا شود. این بیشترین اهمیت را دارد که کسانی در مسکو «زمامدار» باشند که به راست منحرف نخواهند شد، کسانی که اتحادی با منشویکها تشکیل نخواهند داد و کسانی که در صورت وقوع جنبش، وظایف نوین، شعار نوین تصرف قدرت، طرق و وسایل نوین به دست آوردن آنرا می‌فهمند. به این دلیل است که یک «تحقیق» در مورد اتحاد و محکوم کردن بلشویکهای شرکت کننده در چنین اتحادی، اگر چنانچه وجود داشته باشد و اخراج آنها نه فقط بخاطر انضباط ، نه فقط بخاطر جبران اشتباهی که قبلا انجام شده، بلکه به لحاظ منافع حیاتی جنبش آینده، ضروری است. اعتصاب مسکو در ١٢ اوت ثابت کرد که کارگران فعالی که حتی از طریق انتخابات دوما از بلشویکها حمایت می‌کنند اکثریتی را در مقابل اس آرها تشکیل می‌دهند. این بسیار به موقعیت پتروگراد قبل از ٥-٣ ژوئیۀ ١٩١٧ شبیه است. اما تفاوت عظیمی بین موقعیت آن زمان و اکنون وجود دارد، چرا که در آن زمان پتروگراد حتی نمی‌توانست قدرت را بطور فیزیکی به دست آورد و اگر هم این کار را می‌کرد، نمی‌توانست قدرت را از لحاظ سیاسی نگه دارد، چرا که تسره تلی و شرکاء هنوز تا این حد نزول نکرده بودند که از کشتار حمایت کنند. به این دلیل است که در آن زمان، در ٥-٣ ژوئیۀ ١٩١٧ در پتروگراد، شعار تصرف قدرت ناصحیح بود. در آن زمان، حتی بلشویکها آگاهانه مصمم نبودند و نمی‌توانستند هم باشند که با تسره تلی و شرکاء به عنوان ضدانقلابی رفتار کنند. در آن زمان نه سربازان و نه کارگران نمی‌توانستند از تجربۀ ماه ژوئیه برخوردار شوند.

موقعیت در حال حاضر کاملا متفاوت است. چنانچه یک جنبش خودبخودی امروز در مسکو دربگیرد، شعار باید دقیقاً تصرف قدرت باشد. بنابراین، این بیشترین اهمیت را دارد که جنبش مسکو توسط مردمی که شایستۀ این وظیفه هستند، کاملا این شعار را دریافته و تشخیص داده‌اند رهبری شود. به این دلیل است که ما باید دوباره و دوباره بر تحقیق و اخراج گناهکار اصرار بورزیم.)


مطابق دستنویس منتشر شد
در ١٩-١٨ اوت (٣١ اوت - ١ سپتامبر) ١٩١٧ نوشته شد
مجموعه آثار لنین، جلد ٢٥


توضیحات

[١] لنین اشاره دارد به قطعنامۀ «وحدت حزب» که توسط کنگرۀ ششم ح.ک.س.د.ر.(ب) تصویب شد (نگاه کنید به «ح.ک.ا.ش. در قطعنامه‌ها و تصمیمات کنگره‌ها، کنفرانسها و ‌گردهمایی‌های همگانی ک.م.»، بخش ١، ١٩٥٤، ص ٣٨٨ [به روسی]).

ششمین کنگرۀ ح.ک.س.د.ر.(ب) از ٢٦ تا ٣ اوت (١٦-٨ اوت) در شرایط نیمه علنی در پتروگراد برگزار شد. این کنگره با حضور ١٥٧ نمایندۀ دارای حق رأی و ١١٠ نماینده با حق نظر اما بدون حق رأی از طرف ٢٤٠٠٠٠ عضو حزب تشکیل شده بود. لنین کنگره را بطور مخفی هدایت می‌کرد. او از طریق بلشویکهایی که کمیتۀ مرکزی معین کرده بود، و او را در رازلیف ملاقات می‌کردند، با پتروگراد در تماس بود. تزهای لنین بنام «موقعیت سیاسی» و مقالۀ «دربارۀ شعارها» و مطالب دیگر مبنای قطعنامه‌های کنگره را تشکیل دادند. کنگره به اتفاق آراء لنین را به ریاست افتخاری خود انتخاب نمود.

مطالب مورد بحث کنگره عبارت بودند از: ١) گزارش دفتر سازماندهی؛ ٢) گزارش ک.م.ح.ک.س.د.ر.(ب)؛ ٣) گزارشات سازمانهای محلی؛ ٤) موقعیت جاری: الف) جنگ و موقعیت بین المللی؛ ب) وضعیت سیاسی و اقتصادی؛ ٥) تجدیدنظر در برنامه؛ ٦) مسئلۀ تشکیلاتی؛ ٧) انتخابات مجلس مؤسسان؛ ٨) انترناسیونال؛ ٩) وحدت حزب؛ ١٠) جنبش اتحادیه‌های کارگری؛ ١١) انتخابات؛ ١٢) متفرقه.

کنگره همچنین در مورد مسئلۀ حضور لنین در دادگاه بحث نمود.

کنگره گزارش سیاسی کمیتۀ مرکزی و گزارش موقعیت سیاسی را که هر دو توسط استالین از طرف کمیتۀ مرکزی ارائه شدند شنید. قطعنامه دربارۀ موقعیت سیاسی برمبنای رهنمودهای هدایت کنندۀ لنین بود. این قطعنامه موقعیت سیاسی کشور را به دنبال حوادث ژوئیه ارزیابی نمود و خط سیاسی حزب را در مرحلۀ نوین انقلاب ارائه داد. کنگره اظهار داشت که توسعۀ مسالمت آمیز انقلاب به پایان رسیده و قدرت واقعاً به دست بورژوازی ضدانقلابی افتاده است. در رابطه با رهنمودهای لنین، موقتاً شعار «تمام قدرت به دست شوراها» کنار گذاشته شد، چرا که شوراها درست در همان موقع توسط منشویکها و اس آرها هدایت می‌شدند و زائده‌ای از حکومت موقت ضدانقلابی بودند. این کنار گذاشتن مستلزم انکار شوراها به عنوان شکل سیاسی دیکتاتوری پرولتاریا نبود. کنگره شعار مبارزه برای الغاء کامل دیکتاتوری بورژوازی ضدانقلابی و برای تصرف قدرت توسط پرولتاریا در اتحاد با دهقانان فقیر، از طریق یک قیام مسلحانه را پیش گذارد.

کنگره پیشنهاد ضد لنینی را که توسط پرئوبراژنسکی ارائه شده و مدعی بود که انقلاب سوسیالیستی در روسیه به پیروزی نمی‌رسد و روسیه نمی‌تواند راه سوسیالیستی را برگزیند مگر اینکه یک انقلاب پرولتری در غرب انجام گیرد، رد کرد. کنگره همچنین نظریۀ بوخارین را که مخالف روش حزب در مورد انقلاب سوسیالیستی بود و اظهار می‌داشت که دهقانان بلوکی را با بورژوازی تشکیل داده و از دنباله روی از طبقۀ کارگر خودداری خواهند کرد، رد نمود.

تصمیمات کنگره بر روی تزهای لنین در مورد اتحاد پرولتاریا و دهقانان فقیر بمثابۀ شرط نخست برای پیروزی انقلاب سوسیالیستی تأکید ویژه نمودند. قطعنامۀ «موقعیت سیاسی» اظهار می‌داشت که «تنها پرولتاریای انقلابی است که می‌تواند این وظیفه را – وظیفه‌ای که اعتلاء جدید پیش نهاده است – در صورت حمایت دهقانان فقیر به انجام برساند» («ح.ک.ا.ش. در قطعنامه‌ها و غیره» بخش ١، ١٩٥٤، صفحۀ ٣٧٦، [به روسی]).

مسئلۀ حضور لنین در دادگاه یکی از اولین مباحثی بود که توسط کنگره مورد بحث قرار گرفت. استالین که در طی پاسخ به بحث فعالیت سیاسی کمیتۀ مرکزی به این مسئله برخورد می‌کرد، به طرفداری از حضور لنین در دادگاه سخن گفت با این درک که امنیت شخصی لنین تضمین شده باشد و دادگاه بر خطوط دمکراتیک هدایت شود. او در این مورد قطعنامه‌ای پیشنهاد نمود. او گفت:«اکنون این مسئله روشن نیست که چه کسی در قدرت است. هیچ تضمینی نیست که اگر آنها [لنین و زینوویف] دستگیر شوند در معرض فشار بیرحمانه قرار نگیرند. اما اگر دادگاه بر خطوط دمکراتیک تشکیل شود، وضع فرق می‌کند و تضمین شده است که آنها تکه تکه نشوند. هنگامی که ما دربارۀ این مسئله از کمیتۀ مرکزی اجرائی سؤال کردیم آنها پاسخ دادند «ما نمی‌دانیم چه اتفاقی ممکن است بیافتد.» پس از آنجا که موقعیت روشن نیست و مبارزۀ پنهانی بین قدرت واقعی و قدرت صوری جریان دارد، مسئلۀ حضور رفقا در برابر مقامات موضوعیت ندارد. به هر حال اگر قدرت در دست کسی باشد که می‌تواند رفقای ما را از خشونت حفظ کند و حداقل تا حدی عادل باشد ... آنها حضور خواهند یافت.» («لحظات ششمین کنگرۀ ح.ک.س.د.ر.(ب)، اوت ١٩١٧»، ١٩٥٨، صفحات ٢٧ و ٢٨، [به روسی]). این برخورد بر اثر یک ارزیابی غلط از قدرت سیاسی کشور در آن زمان و از این ایده که یک دادگاه بورژوائی می‌تواند «عادل» باشد، به وجود آمده بود.

در گزارش ژ.ک.اورژنیکیدزه به مسئلۀ حضور لنین در دادگاه پرداخته شد. او اصرار داشت که لنین تحت هیچگونه شرایطی نباید تحویل بازپرس‌ها شود. ف.ی. دزرژینسکی، ن.آ. شریپنیک و دیگران علیه حضور لنین در دادگاه سخن گفتند. دزرژینسکی گفت ما باید بروشنی و صراحت بگوئیم که آن رفقایی که به لنین توصیه کردند که اجازه ندهد دستگیر شود، کار درستی کردند. ما باید برای همۀ رفقا روشن کنیم که ما به حکومت موقت و بورژوازی اعتماد نداریم و تا پیروزی عدالت، که به معنی لغو آن دادگاه رسوا خواهد بود، لنین را تسلیم نخواهیم کرد.

و.ولودارسکی، ی. بزرابوتنی (د.ز. مانوئیلسکی) و م.لاشویچ به طرفداری از حضور لنین در دادگاه سخن گفتند (در صورت تضمین امنیت او، علنی بودن دادگاه و حضور نمایندگان کمیتۀ مرکزی اجرائی شوراها در آن) و قطعنامه‌ای در این مورد ارائه کردند.

به عنوان نتیجۀ بحث کنگرۀ ششم حزب به اتفاق آراء قطعنامه‌ای برعلیه حضور لنین در دادگاه تصویب کرد و «اعتراض شدید خود را نسبت به تعقیب بیشرمانۀ رهبران پرولتاریای انقلابی توسط دادستان، جاسوسان و پلیس» ابراز داشت و پیام بزرگداشتی برای لنین فرستاد.

ی.م.اسوردلف در مورد فعالیتهای تشکیلاتی کمیتۀ مرکزی گزارش داد. او اشاره کرد که در سه ماهی که از کنفرانس هفتم (آوریل) کشوری حزب می‌گذشت، عضویت در حزب سه برابر شده و از ٨٠٠٠٠ به ٢٤٠٠٠٠ افزایش یافته و تعداد سازمانهای حزب از ٧٨ به ١٦٢ رسیده بود. کنگره ١٩ گزارش را از سازمانهای محلی شنید. سخنرانان بر مقدار عظیم کار انجام شده توسط سازمانهای محلی و رشد پیوستۀ نفوذ بلشویکها در میان تودۀ کارگر تأیید نمودند.

کنگره در مورد پلاتفرم اقتصادی حزب که ملی کردن و تمرکز بانکها، ملی کردن صنعت بزرگ، ضبط دارائی‌های ارضی و ملی کردن تمام زمینهای کشور، ایجاد کنترل کارگری بر تولید و توزیع، سازماندهی مبادلۀ صحیح بین شهر و روستا و سایر تدابیر را در نظر داشت، بحث و آنرا تصویب نمود.

کنگره قوانین جدید حزب را پذیرفت. نخستین مادۀ قوانینی که به مسئلۀ عضویت می‌پرداخت شامل این قید بود که اعضای حزب باید از تمام تصمیمات حزب پیروی کنند. مادۀ جدیدی که ارائه شد عبارت از این بود که اشخاصی که خواهان ورود بودند می‌بایست توصیه‌هایی از دو عضو حزب ارائه دهند و ورود آنها باید توسط ‌گردهمایی عمومی سازمان مربوطه تصویب گردد. قوانین بر این تأکید داشتند که «تمام سازمانهای حزبی باید برمبنای اصول سانترالیسم دمکراتیک باشند». کنگره‌های حزب باید هر سال یک بار تشکیل می‌شدند و ‌گردهمایی‌های همگانی کمیتۀ مرکزی نباید کمتر از یک بار در دو ماه می‌بودند.

کنگره تصمیم کنفرانس هفتم ح.ک.س.د.ر.(ب) را در مورد ضرورت تجدیدنظر در برنامۀ حزب به نحوی که کنفرانس نشان داده بود، دوباره تأیید کرد. کنگره این را ضروری تشخیص داد که یک کنگره در آیندۀ نه چندان دور به منظور تصویب برنامۀ جدید دعوت شود و کمیتۀ مرکزی و کلیۀ سازمانهای حزب شروع به بحث پیرامون تجدیدنظر در برنامه به عنوان مقدمات کنگره کنند.

قطعنامۀ کنگره با نام «اتحادیه‌های جوانان» اظهار می‌داشت که کمک به تشکیل سازمانهای طبقاتی سوسیالیستی جوانان کارگر وظیفه‌ای مبرم است و سازمانهای حزبی را موظف به اختصاص دادن بیشترین توجه به این وظیفه نمود. در بحث پیرامون موضوع «جنبش اتحادیۀ کارگری»، کنگره از تئوری بیطرفی اتحادیه‌های کارگری انتقاد نمود و نشان داد که اتحادیه‌ها نفعی حیاتی در پیروزی انقلاب دارند و در صورتی که به شکل سازمانهای رزمندۀ طبقاتی باقی بمانند که رهبری حزب بلشویک را به رسمیت می‌شناسند، می‌توانند به وظایف پیش روی طبقۀ کارگر عمل کنند.

کنگره در کلیۀ تصمیمات خود از هدف تربیت طبقۀ کارگر و دهقانان فقیر برای یک قیام مسلحانه که پیروزی انقلاب سوسیالیستی را به همراه داشت، پیروی می‌کرد. در بیانیه‌ای که خطاب به تمام مردم زحمتکش، همۀ کارگران، سربازان و دهقانان روسیه صادر شد از آنها دعوت کرد که برای مبارزۀ قطعی برعلیه بورژوازی، تحت پرچم‌های حزب بلشویک نیرو جمع کنند و آماده شوند.

و.ای. لنین، ی.آ. برزین، آ.س. بوبنف، ف.ی. دزرژینسکی، آ.م. کولونتای، و.پ. میلیوتین، م.ک. مورانف، و.پ. نوگین، ف.آ. سرگیف (آرتیوم)، س.گ. شاهومیان، ژ.و. استالین، ی.م. اسوردلف و م.س. یوریتسکی از کسانی بودند که کنگره برای کمیتۀ مرکزی انتخاب نمود.

[٢] پرولتاری – ارگان مرکزی حزب بلشویک که روزانه از ١٣(٢٦) اوت تا ٢٤ اوت (٦ سپتامبر) ١٩١٧ بجای پراودا منتشر می‌شد. این روزنامه توسط حکومت موقت تعطیل شد. روی هم رفته ١٠ شماره از آن منتشر شد.

-- ترجمۀ جواد راستی‌پور


lenin.public-archive.net #L2588fa.html