ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين


نميتوانم از ذکر بعضى از اين ارقام خوددارى کنم، به اين قصد و اميد که بتوانيد به ارزش جايگاه پايه‌هاى عينى و واقعى کل اين جنبش ارج بگذاريد. ميانگين سالانه شمار اعتصابات در روسيه در طى ده سال پيش از انقلاب ٤٣ هزار بود، يعنى ٤٣٠ هزار اعتصاب در يک دهه. در ‌ژانويه ١٩٠٥، اولين ماه انقلاب، تعداد اعتصابها ٤٤٠ هزار بود. به عبارت ديگر، در عرض فقط يک ماه تعداد اعتصابها بيشتر از کل اعتصابهاى دوره ده ساله منتهى به انقلاب بود!

کلمه "اعتصاب‌گر" معنا و محتوايى کاملا جديد در ميان دهقانان کسب کرد: اعتصابگر يعنى شورشى، انقلابى، لغتى که در گذشته براى توصيف "دانشجو" بکار ميرفت. اما "دانشجو" متعلق به طبقه متوسط بود، متعلق به "تحصيل‌کردگان"، به "از ما بهتران"، و به همين خاطر براى مردم غريبه بود. "اعتصاب‌گر" اما از جنس مردم بود؛ به طبقه استثمارشونده تعلق داشت. پس از تبعيد از سنت پترزبورگ اغلب به روستايش برميگشت و آنجا براى هم-ولايتى‌هايش از آتش خانمان‌براندازى تعريف ميکرد که در شهرها براه افتاده و سرمايه‌داران و اغنيا را به کام خود ميکشد. در ده تيپ تازه‌اى پيدا شده بود - دهقان جوان صاحب آگاهى طبقاتى. او خودش را از "اعتصابگران" ميدانست، روزنامه ميخواند، اتقافاتى که در شهرها ميافتاد را براى دهقان ديگر تعريف ميکرد، براى هم-ولايتى‌ها معناى مطالبات سياسى را توضيح ميداد و اصرار داشت که آنها هم عليه اشراف زميندار، کشيشان و مسئولين و مقامات دولتى دست به مبارزه بزنند.  - لنين، "سخنرانى درباره انقلاب ١٩٠٥"

سخنرانى و درس درباره انقلاب ١٩٠٥
به مناسبت دوازدهمين سالگرد "يکشنبه خونين"



فقط از روى اين مدارک ميتوان تعليم گرفت و جنبش طبقه خود را مطالعه کرد. يکى از عمده‌ترين، و شايد هم عمده‌ترين، نواقصى (يا جناياتى در حق طبقه کارگر) که هم از نارودنيک‌ها و انحلال‌طلبان و هم دسته‌هاى مختلف روشنفکران يعنى "وپريوديست‌ها"، "پلخانفيست‌ها" و تروتسکيست‌ها مشاهده ميشود، سوبژکتيويسم آنها است. آنها تملايات خود، "عقايد" خود، قضاوتهاى خود و "نقشه‌هاى" خود را در هر قدم بعنوان اراده کارگران و نيازمنديهاى جنبش کارگرى قلمداد ميکنند.

تعداد گروههاى کارگران که کمک مالى ميپردازند، نه اينکه فقط "زير قطعنامه امضاء ميگذارند" [و صد البته نه تعداد مراجعين به وب‌سايت حزب.-م] مطمئن‌ترين و موثق‌ترين علامت نيرومندى جريان و اضافه بر آن علامت نيروى تشکل و روحيه حزبى است. - لنين، "مدارک ابژکتيف..."


دو اوتوپی- اکتبر ١٩١٢
به ياد هِرتسن- مه ‌١٩١٢
به زنان کارگر- فوريه ١٩٢٠
اعتلاى انقلابى- ژوئن ١٩١٢
احزاب سياسی در روسيه- مه ١٩١٢
اروپای عقب‌مانده و آسيای پيشرفته- مه ١٩١٣
زميندار بزرگ و زمينداری خرد دهقانی در روسيه- مارس ١٩١٣
پيشنويس قطعنامه درباره انجمنهای تعاونی در کنگره کپنهاگ- اکتبر ١٩١٠
مدارک ابژکتيف درباره نيروهاى جريانهاى مختلف در جنبش کارگرى- ژوئن ١٩١٤

آيا شعار "آزادی تشکل" ميتواند مبنايی برای جنبش امروز طبقه کارگر امروز باشد؟- ژوئيه ١٩١٢

طبقه کارگر نميتواند به آزادى کامل دست یابد مگر آنکه به آزادى کامل زنان دست یابد. - لنين، به زنان کارگر